X
تبلیغات
زولا
پنج‌شنبه 24 اردیبهشت 1394

برای نگین

ای عزیزترین! ای مهربان ‌ترین! امروز بعد از گذشت بیست روز که از رفتن تو و پیدا کردن دوست پسر جدیدت می گذرد، رفتم حمام و صورتم را اصلاح کردم! می دانم که اصلاً بعید است تو آدرس این وبلاگ را داشته باشی که بیایی این‌جا و نوشته‌ام را بخوانی هر چند که این را هم می دانم که وقتت آن‌قدر باارزش است که بخواهی یک ثانیه‌اش را برای من هدر دهی!  اما بگذار خاطراتی که با تو داشتم با نوشتن همین مطلب این‌جا جا بگذارم و قضیه را تمام کنم. می‌خواهم نوشته‌ام زیاد رمانتیک شود اما بدان آن قدر حالم خوب نیست که بیش‌تر از این ادامه‌ش دهم. فقط خوب بدان که هنوز به یادت هستم!

.

.

.

ولی از امشب دیگر نیستم. برو به جهنم! اصلاً می‌دانی چیست؟! کاش بیایی و این وبلاگ را بخوانی. خیلی دوست دارم بدانم قیافه‌ات زشت‌تر از حالت طبیعی‌اش چگونه است؟‌! اصلاً حالا که می‌دانم می‌خوانی؛ پس من هم یک کمی طولانی‌اش می‌کنم. دیوانه‌جان! آن پسری که تو الان با او هستی بعید می‌دانم که دوستت داشته باشد. بعید می‌دانم؟‌! مطمعنم!

نظرات (2)
فرانک [ web ]
(آلمان)
پس موسیو عابد این چند وقت سرش گرم نگین خانوم بوده!!!

عیب نداره غصه نخور، از این نگینها زیادن...
جواب: نه اشتباه نکن این پسته قدیمیه. من غلط بکنم دوست دختر جدید بگیرم. راسی من سر می‌زنم به وبلاگت اما حرفم نمیاد. هر چند که رمز داره و همین که دیر به دیر میام دیگه نمی‌دونم با چه رویی ازت رمز بخوام.

پنج‌شنبه 20 مهر 1396 ساعت 01:23 ق.ظ
روح نگین [ web ]
(ایران)

آه شرم بر تو باد پرفسور خسته ای که هر چه گیسوانم را بر پنجره رها کردم نیامدی به خانه ی مان!
آه همانا حق تو جز این نبود پرفسور جانم.......
با عشق... یک جورنگین

پنج‌شنبه 20 مهر 1396 ساعت 01:05 ق.ظ
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد